پازل نا امنی در سیستان وبلوچستان را چه کسی تکمیل می کند؟

در سال گذشته شاهد حوادث تروریستی متعددی در سیستان وبلوچستان بودیم اما آن چه این حوادث را از سال های گذشته متمایز می کند نوع نگاه به حوادث و هدف عاملان آن است . متاسفانه بعد از این حوادث تروریستی به خصوص حادثه اخیر به شهادت رسیدن معلم جوان بومی رضا سرگزی آن چه توسط جریان مذهبی خاص در جامعه منتشر شد تلاش هدفمند جهت کوچک نشان دادن اهمیت موضوع ترور کارمندان و در ثانی جریانی هدفمند سعی در مخدوش سازی چهره کارمندان بومی شیعه و توجیه این اعمال برامدند .
موضوعی که انسان را به تعجب وا می دارد این موضوع است که پس از یک حادثه تروریستی، گروهی که تروریست ها ادعای وابستگی وداعیه حمایت از آن جریان را دارند تروریستها را ترد واین حادثه را محکوم می نماید وسعی وتلاش خود را برای حل مشکل تروریست بر می دارد اما متاسفانه تعدادی از جمله برخی نمایندگان استان نه تنها در مورد این حادثه اظهار نظر سریعی نکردند بلکه بر طبل تفرقه کوبیدند و تلویحا به همانند ارباب خود موضوع را کوچک و پیش پا افتاده دانستند و یک قوم خاص را هدف آماج خود قرار دادند
جریانی که امروز متاسفانه عزم خود را ترور ،خونریزی وایجاد رعب و وحشت برای یکپارچه سازی قومی ومذهبی در استان و یا به طور بارزتر ودقیق تر سعی در رسیدن به مسائل سهم خواهانه خود است و از هیچ حربه ای برای پیش برد اهداف خودش چشم پوشی نمی کند امروز منطق را به جایی رسانیده که به جای اهمیت دادن به خون شهیدان مسائل قومی را پیش کشیده است . البته نمی توان از این جریان انتظار زیادی داشت .جریانی که به جای تشکر از خدمات دولت و نظام راه سهم خواهانه را پیش گرفته و ارزشی برای خون کارکنان بومی استان قائل نیست و گوش دین داری شان فلک را کرده امروز با سو استفاده از شم قدرت طلبانه اصلاح طلبان بنا را بر تفرقه و هرج و مرج گذاشته است.
اما از مجموعه ی نهادهای دولتی و امنیتی کشور این انتظار می رود که با عزم جدی تر وبدون تبلیغات مسموم این گروه که عنادشان با نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران ثابت شده بدون هیچ مماشاتی برخورد کنند.